نفرین بر من و تو
خاک عالم به سر قول و قرار من و تو
هیچ معلوم نشد از چه نژادی هستند
تف به روی دل بی ایل و تبار من و تو
گریه کن ابرک معصوم ، زمینگیر شدیم !
آسمان نیز نشد آیینه دار من و تو
لحظه هایی که به هم رد و بدل می کردیم
آخرش نیز نخوردند به کار من و تو
چقدر زود بریدی و به من بد کردی
دستخوش ! همسفر ! این بود قرار من و تو ؟
باغ ما مزرعه ی هرزه ترین زمزمه بود
مفتکی هم نمی ارزید بهار من و تو
آخرین بیت ببین ! قافیه را باخته ام
هر چه نفرین غرل هست نثار من و تو
