تقریبا پنج ماه پیش بود...
با هم از طریق چت آشنا شدیم.....
من با آی دی دخترونه باهاش دوست شدم.فکر میکرد من دخترم،ولی وقتی گفتم پسرم ناراحت شد و دیگه با من چت نکرد...از منم خواست مزاحمش نشم.....
چند ماه گذشت...
واسش آف گذاشتم...
گفت حاضره با من چت کنه،خیلی خوشحال شدم..
با هم چت کردیم گفتم دوسش دارم.....
تعجب کرد و چیزی نگفت...
کمی بعد که مثل گذشته شدیم گفت دوستم داره...
اون شب خیلی خوب بود ولی کوتاه و کم......
گفت میره شمال زود میاد....
۱ ماهه گذشته...
همین امروز داداشش آف گذاشته بود....
فکر کرده یود من دخترم...
گفت مریم دیگه نیست فقط واسه شادیه روحش دعا کن.......
دنیا رو سرم خراب شد،گریم گرفت....
نمیدونم چیکار کنم و چی بگم...
مریم شب آخر گفت خدا حافظی نمیکنم میگم به امید دیدار...
ولی شد دیدار به قیامت.
دوستان شما هم واسه شادیه روحش دعا کنید.
مریم من همیشه دو ست دارم و تو قلبم محفوظی...
این دفعه میگم واسه همیشه خدا حافظ مریم.
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم بهمن 1384ساعت 19:9  توسط مجید
|
تقریبا پنج ماه پیش بود...
با هم از طریق چت آشنا شدیم.....
من با آی دی دخترونه باهاش دوست شدم.فکر میکرد من دخترم،ولی وقتی گفتم پسرم ناراحت شد و دیگه با من چت نکرد...از منم خواست مزاحمش نشم.....
چند ماه گذشت...
واسش آف گذاشتم...
گفت حاضره با من چت کنه،خیلی خوشحال شدم..
با هم چت کردیم گفتم دوسش دارم.....
تعجب کرد و چیزی نگفت...
کمی بعد که مثل گذشته شدیم گفت دوستم داره...
اون شب خیلی خوب بود ولی کوتاه و کم......
گفت میره شمال زود میاد....
۱ ماهه گذشته...
همین امروز داداشش آف گذاشته بود....
فکر کرده یود من دخترم...
گفت مریم دیگه نیست فقط واسه شادیه روحش دعا کن.......
دنیا رو سرم خراب شد،گریم گرفت....
نمیدونم چیکار کنم و چی بگم...
مریم شب آخر گفت خدا حافظی نمیکنم میگم به امید دیدار...
ولی شد دیدار به قیامت.
دوستان شما هم واسه شادیه روحش دعا کنید.
مریم من همیشه دو ست دارم و تو قلبم محفوظی...
این دفعه میگم واسه همیشه خدا حافظ مریم.
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم بهمن 1384ساعت 19:9  توسط مجید
|
وقتی که بودم نگام نکردی
وقتی خواستم برم صدام نکردی
حالا که دیگه ازت خیلی دورم
همش میگی دوستم داری
عشق یعنی فاصله ها.............
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم بهمن 1384ساعت 18:38  توسط مجید
|